مطالعه اثر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد بر ارتباط ارزشی عایدی هر سهم دفتری

قسمتی از متن پایان نامه :

یک فرضیه اثبات نشده تئوری نمایندگی این می باشد که مدیریت می­کوشد با کاهش دادن هزینه­های مختلف نمایندگی ناشی از نظارت یا مبتنی بر قرارداد اندازه رفاه خود را به حداکثر برساند. توجه کنید که چنین دیدگاهی درست همانند این نیست که بگوییم مدیریت می­کوشد که ارزش شرکت را به حداکثر برساند. در حالی که مدیریت می­کوشد حقوق و پاداش خود را به حداکثر برساند، آن بایستی چنین کاری را در چارچوب افزایش سود خالص، بازده سرمایه یا سایر شاخص­های مشابه حسابداری انجام دهد و این در حالی می باشد که همزمان می­کوشد قیمت سهام شرکت در مسیر مثبت تغییر کنند. از این رو، مقصود از کاهش دادن هزینه نمایندگی این می باشد که بدون اینکه بر ارتباط ظریف بین شاخص­ها یا معیار سنجش عملکرد خدشه منفی وارد آید به گونه ای اقدام گردد که حسابرس اظهارنظر مشروط ننماید. و این در حالی می باشد که کوشش اصلی مدیریت در راستای بهبود عملکرد خواهد بود. همچنین امکان دارد مدیریت مقرراتی از حسابداری را به اجرا در آورد که موجب به حداکثر رسیدن سود آنی (و نه سود بلندمدت) بشود، مانند بهره­مند شدن از معافیت مالیاتی ناشی از سرمایه­گذاری تا بدین وسیله حقوق و پاداش خود را به حداکثر برساند. برگ اختیار خرید سهام می­تواند نمونه بسیار مهمی از منافع مدیریت ارائه نماید که با منافع سهامداران در تضاد می باشد. گاهی این پدیده را «رفتار فرصت­طلبانه» یا «خطر اخلاقی» می­نامند. حسابرسی به عنوان نمونه­ای از آن چیز که باعث می­گردد هزینه­های نمایندگی به حداقل برسد می­تواند نمونه­ای از «قرارداد کارا» باشد. در مورد همبستگی بین روش منتخب حسابداری با نمونه­هایی از آن روبرومی­شویم و اغلب این نمونه­ها می­توانند گمراه­کننده باشند.

سایر مفروضات مربوط به ماهیت شرکت به گونه­ای هستند که با فرض تئوری نمایندگی (مبنی بر اینکه شرکت در کانون انواع مختلف روابط قراردادی قرار دارد) در رقابت هستند. برای مثال، چامبرز[1] (1990) شرکت را به این گونه توصیف کرده می باشد «یک ائتلاف موقت از نیروهای فعال در یک تعادل ناپایدار». از دیدگاه ائتلاف (متعلق به چامبرز) شرکت بدین گونه نظاره می­گردد:

اگرچه آن یک واحد سازمانی مصنوعی می باشد، با در نظر داشتن مشارکت­کنندگان مختلف می­تواند نقشی قوی­تر اعمال نماید (در مقایسه با زمانی که از دیدگاه تئوری نمایندگی مورد توجه قرار گیرد، زیرا در چنان حالتی شرکت خود به خود، نمی­تواند هیچ نقشی داشته باشد).

از دیدگاه ائتلاف، سود به عنوان یک معیار سنجش عملکرد اقتصادی شرکت (و از دیدگاه اقتصادی یک معیار ارزنده دارایی­ها و بدهی­ها) می­تواند در حسابداری تأثیر­های مهمی اعمال کند و بایستی بیش از بقیه مورد توجه سازمان­های تدوین­کننده استانداردها قرار گیرد. در تئوری نمایندگی چنین دیدگاهی هست. در اینجا نکته اصلی این می باشد که تئوری نمایندگی «درست» یا «نادرست» می باشد. تئوری­هایی مانند «تئوری نمایندگی» و «دیدگاه ائتلاف» هر دو می­توانند کارکرد و روابط متقابل یا درون شرکت و نیروهای فعال و ذینفع را به صورت ناقص توصیف نمایند. سایر تئوری­های مخالف (رقابتی) و دیدگاه­ها می­توانند نظری مهم­تر به حسابداران، حسابرسان، بهره گیری­کنندگان (از صورت­های مالی) و تدوین­کنندگان استانداردها بدهند. نباید هیچ روش منحصر به فردی را نسبت به بقیه برتر دانست، زیرا امکان دارد تأثیر­های مهم­تر ناشی از یک، چند یا همۀ عوامل باشد. گذشته از این، اگرچه طرفداران سرسخت تئوری نمایندگی در تحقیقات خود اصرار دارند که نتیجه­ها مثبت و توصیفی هستند و نباید برای سیاستگذاری­ها از آنها بهره گیری نمود (بدون تردید دارای ارزش قضاوتی هستند) اما هیچ دلیلی وجود ندارد که تدوین­کنندگان استانداردها از نتیجه­های حاصل از تحقیقات در زمینه تئوری نمایندگی بهره گیری نکنند (البته اگر تصور بر این باشد که نتیجه تحقیقات معتبر و سودمند می­باشند). با بهره گیری از تئوری نمایندگی می­توان رفتار گروه­های مشغول یا درگیر در شرکت را پیش­بینی نمود و آنها را تبیین داد (توجیه نمود). طبق قانون، نماینده شخصی می باشد که استخدام می­گردد (طبق قرارداد) تا به عنوان نماینده منافع موکل خود را تأمین نماید. دیدگاه اقتصادی تئوری نمایندگی بر پایه جنبه­های قانونی این نمایندگی قرار دارد. از دیدگاه تئوری نمایندگی شرکت به عنوان محل، ارتباط، محل برخورد (یا تلاقی) روابط نمایندگی اقدام می­نماید و با بهره گیری از این تئوری می­توان رفتارهای سازمانی را درک نمود. البته از مجرای مطالعه شیوه­ای که طرف­های قرارداد (در روابط نمایندگی) در درون شرکت می­کوشند منافع خود را به حداکثر برسانند.

یکی از روابط اصلی نمایندگی بین گروه مدیریت و مالکان شرکت مستقر می­گردد. مالکان شرکت مدیران را (طبق قرارداد) استخدام می­کنند تا فعالیتهای شرکت را اداره نمایند و بدین­گونه یک ارتباط نمایندگی به وجود می­آید. امکان دارد هدف مدیران و مالکان، به گونه کامل، متناسب نباشد. می­توان به راحتی نظاره نمود که رفتار مدیر برای به حداکثر رساندن منافع خود می­تواند با منافع مالکان در تضاد باشد.

مالکان خواستار این هستند که بازده سرمایه و قیمت سهام به حداکثر برسد، در حالی که مدیران دامنه گسترده­تری از نیازهای اقتصادی و روانی دارند که از آن جمله می باشد به حداکثر رساندن کل حقوق و پاداش خود که از طریق گنجاندن بندهای خاصی در قرارداد استخدام در صدد تأمین چنین هدف­هایی بر می­آیند.

با در نظر داشتن این تعارض یا تضاد بالقوه، مالکان شرکت دارای انگیزه هستند تا با مدیران به شیوه­ای قرارداد ببندند که تضاد بین اهداف دو گروه به حداقل ممکن رسد. در نظارت بر قراردادهای نمایندگی (که با مدیریت بسته می­شوند) هزینه­هایی بر شرکت تحمیل می­گردد و به آن گونه که صاحبنظران استدلال می­کنند این هزینه­ها باعث می­شوند که حقوق و پاداش مدیریت کاهش یابد. از این رو، مدیران دارای انگیزه­هایی هستند که از طریق دوری جستن از تضاد و تعارض با مالکان این هزینه­ها را کاهش دهند.

تئوری نمایندگی بین مالکان و مدیران نوعی تعارض و تضاد به وجود می­آورد که با گزارشگری مالی، تا حدی، این تعارض یا تضادها کاهش می­یابد. گزارشات پیاپی یا مستمر مالی یکی از راه­هایی می باشد که مالکان می­توانند به آن وسیله بر مفاد قراردادهایی که با مدیران بسته­اند نظارت نمایند. حسابداران این نوع گزارشگری سنتی را نوعی «تصدی­گری» یا «حسابدهی» در برابر مالکان شرکت می­دانند.

نظریه­پردازان تئوری نمایندگی همچنین برای توجیه تقاضا برای حسابرسی، از تئوری نمایندگی بهره گیری کرده­اند. حسابرس به عنوان عامل مستقلی اقدام می­کند که گزارشات مالی را که مدیران به مالکان شرکت می­دهند مورد بازبینی (و اثبات) قرار می­دهد. سیر تکاملی تاریخی گزارشگری مالی و حسابرسی هر دو، بحث تئوری نمایندگی را تأئید می­کنند.

به حداقل رساندن هزینه نظارت بر نمایندگی به صورت یک عامل ایجادکننده انگیزه (از نظر اقتصادی) برای مدیران در آمده می باشد تا نتیجه­های حسابداری را به شیوه­ای برای مالکان گزارش کنند که قابل اعتماد باشد. انگیزه مزبور از این واقعیت سرچشمه می­گیرد که، دست کم، تا حدی مدیران بر مبنای شیوه­ای که گزارش می­نمایند مورد قضاوت قرار می­گیرند و به آنان پاداش داده می­گردد. ارائه گزارش خوب موجب افزایش شهرت یک مدیر می­گردد و حسن شهرت منجر به حقوق و پاداش بالاتر خواهد گردید، زیرا اگر مالکان چنین بپندارند که گزارشات حسابرسی قابل اعتماد هستند هزینه­های نظارت بر نمایندگی به حداقل خواهد رسید.

 

[1]– Chambers, 1990.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

الف): آیا عایدی هر سهم با قیمت هر سهم ارتباط دارد؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ب): آیا ارزش دفتری حق مالی هر سهم با قیمت هر سهم ارتباط دارد؟

ج): آیا معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد ارتباط بین عایدی هر سهم و قیمت هر سهم را ضعیف می نماید؟

د) : آیا معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد ارتباط ارزش دفتری حق مالی و قیمت هر سهم را ضعیف می نماید؟

 

پایان نامه مطالعه اثر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد بر ارتباط ارزشی عایدی هر سهم دفتری

پایان نامه مطالعه اثر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد بر ارتباط ارزشی عایدی هر سهم دفتری

پایان نامه - تز - رشته حسابداری