عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه اثر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد بر ارتباط ارزشی عایدی هر سهم دفتری

قسمتی از متن پایان نامه :

2 معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد

با اینکه گراس من و هارت در سال 1982 معضلات تضاد منافع ناشی از جریان وجوه نقد آزاد را تشخیص داده و تأثیر ضمانتی و مراقبتی بدهی­ها و تعهدات را تعریف کرده­اند، اما جنسن در سال 1986 این ایده را عمومی نمود.

جنسن در مطالعات خود این چنین مطرح می­کند؛ مدیران شرکت­ها نمایندگان سهامداران می­باشند، ارتباط­ای مملو از منافع متضاد. تئوری نمایندگی، تحلیل­گر این قبیل تضادها، هم اکنون بخش با اهمیتی از ادبیات­های اقتصادی و مالی ست.

پرداخت سود سهام نقدی به سهامداران ایجادکننده تضاد اصلی بین سهامداران و مدیران می باشد که تاکنون به خوبی مورد توجه قرار نگرفته می باشد. پرداخت سود سهام به سهامداران، منابع تحت کنترل مدیریت را کاهش می­دهد در نتیجه منجر به کاهش قدرت مدیران می­گردد. مدیران دارای انگیزه­ای برای رشد واحدهای اقتصادی تا به اندازه اندازه بهینه می­باشند. رشد شرکت­ها از طریق افزایش منابع تحت کنترل مدیران، قدرت مدیران را افزایش می­دهد. همچنین این موضوع با پاداش مدیریت در ارتباط می­باشد، زیرا که تغییرات در پاداش به گونه مثبتی به رشد در درآمدهای شرکت وابسته می­باشد. تمایل شرکت­ها به اعطای پاداش به مدیران سطح میانی در خلال پیشرفت شرکت نسبت به جایزه­های سال به سال منجر به یک جانبداری سازمانی قوی از طرف مدیران خواهد گردید.

جریان وجوه نقد آزاد وجوه نقدی می باشد که مازاد بر وجوه نقد مورد نیاز برای کلیه پروژه­های دارای خالص ارزش فعلی مثبت، هست. تضاد منافع بین سهامداران و مدیران بر سر سیاست­های پرداخت سود سهام زمانی افزایش پیدا می­کند که سازمان جریانات وجوه نقد آزاد قابل توجهی ایجاد
می­کند. مشکل اصلی این می باشد که چگونه به مدیران این انگیزه داده گردد تا جریان وجوه نقد آزاد را تخلیه نمایند و از سرمایه­گذاری آن در هزینه­های سرمایه پایین یا تلف کردن آن در فعالیت­هایی با بازده پائین جلوگیری گردد.

هزینه­های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد ناشی از یک تضاد منافع بین مدیران و سهامداران
می­باشد. با اینکه سهامداران خواستار افزایش ثروت و ارزش سهام خود هستند، مدیران ممکن می باشد تمایلات شخصی خود را ترجیح داده و به فکر بهره گیری از مزایایی جانبی باشند. این رفتار در ادبیات پژوهش تحت عنوان ساختار امپراطوری یا مشکل سرمایه­گذاری افراطی (بیش از حد) شناخته می­گردد (وستفالن،2002،ص78)[1] .

ریچارد چیونگ و همکاران[2] در پژوهش خود این چنین مطرح می­کنند؛ شرکت­های دارای رشد اندک و جریان وجوه نقد آزاد بالا برای جبران سود کم و یا منفی خود، که به ناچار همراه با NPV منفی
می­باشند، از اقلام تعهدی اختیاری افزایش­دهنده سود بهره گیری می­کنند. جریان وجوه نقد آزاد همراه با فرصت­های سرمایه­گذاری پائین به عنوان یک  مشکل نمایندگی اصلی مطرح می­گردد که در این حالت مدیران برای سهامداران هزینه­هایی را ایجاد می­کنند که ثروت سهامداران را کاهش می­دهد. مدیران برای پوشش اثرات سرمایه­گذاری­هایی که ثروت سهامداران را بیشینه نمی­کند از اختیارهای حسابداری افزایش­دهنده سود گزارش شده بهره گیری می­کنند.

تمایل مدیران واحدهای اقصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد و فرصت­های رشد کم، به
سرمایه­گذاری در پروژه­های اضافی (نهایی) یا حتی پروژه­های دارای خالص ارزش فعلی منفی
می­تواند از طریق ایجاد سرمایه­گذاری­هایی که ثروت سهامداران را بیشینه نمی­کند، معضلات نمایندگی و تضاد منافع را افزایش دهد. سرمایه­گذاری­هایی که ثروت سهامداران را بیشینه نمی­کند. سرانجام

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

می­تواند منجر به قیمت سهام پائین­تر و تحریک سهامداران به برکنار کردن هیأت مدیره و مدیران ارشد اجرایی گردد. لذا به مقصود پنهان کردن و پوشش دادن این نوع سرمایه­گذاری­ها، مدیران از اقلام تعهدی اختیاری حسابداری برای افزایش سود بهره گیری می­کنند و از آنجا که مدیران سود گزارش شده را به مقصود مبهم و نامفهوم ساختن آن دستکاری و به اصطلاح مدیریت می­نمایند، زمانی که
سرمایه­گذاران در نتیجه سود گزارش شده تصمیمات سرمایه­گذاری غیربهینه­ای اتخاذ می­کنند، مدیریت سود منجر به تضاد منافع و سرانجام هزینه نمایندگی می­گردد. این وضعیت در شرکت­های دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا افزایش خواهد پیدا نمود.

 

 4-9-2  مکانیزم­های مؤثر بر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد

بعضی محققین مانند جنسن، گیول، مایکل و ست فالن، حجاکوب، چیونگ، انوار ابومصلح، دکتر ساسان مهرانی،تحقیقاتی را در خصوص اینکه چه مکانیزم­هایی در برطرف کردن معضلات نمایندگی ناشی از جریان وجوه نقد آزاد می­تواند مؤثر واقع گردد، انجام داده­اند:

مانند راه­حل­های پیشنهادی برای همسو کردن منافع مدیران (نمایندگان) و سهامداران می­توان به موارد زیر تصریح نمود:

1-  افزایش بدهی­ها، تعهدات و دیون (به گونه کلی اهرم­های مالی)

2-  سیاست­های پرداخت سود سهام.

3-  نظارت­های برون­سازمانی مانند به کارگیری حسابرسان مستقل با کیفیت بالا، افزایش سهامداران نهادی و تعداد سهام در تملک آنها.

4-  بهره گیری از حق اختیارهای خرید مدیرانه سهام.

5-  واگذاری حق اختیار خرید سهام به مدیران تحت عنوان پاداش­های انگیزشی.

 

[1]– Westphalen,2002,p78

[2]– Richard, Chung et al

سوالات یا اهداف پایان نامه :

الف): آیا عایدی هر سهم با قیمت هر سهم ارتباط دارد؟

ب): آیا ارزش دفتری حق مالی هر سهم با قیمت هر سهم ارتباط دارد؟

ج): آیا معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد ارتباط بین عایدی هر سهم و قیمت هر سهم را ضعیف می نماید؟

د) : آیا معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد ارتباط ارزش دفتری حق مالی و قیمت هر سهم را ضعیف می نماید؟

 

پایان نامه مطالعه اثر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد بر ارتباط ارزشی عایدی هر سهم دفتری

پایان نامه مطالعه اثر معضلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد بر ارتباط ارزشی عایدی هر سهم دفتری

پایان نامه - تز - رشته حسابداری